صبح به صبح (نوشته عاشقانه)|جامعه ايراني

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است چهارشنبه, ۱۶ دی, ۱۳۹۴ در ساعت ۸:۱۶ ق.ظ

صبح به صبح (نوشته عاشقانه)

صبح به صبح (نوشته عاشقانه)

صبح به صبح
که با هُرم نفس هایش
از خواب بیدار میشوی
بی تفاوت نگذَر؛
فارغ از هرچه
یک دل سیر که نگاهش کردی
خیره شو به چشمان خواب آلودش
بعد …
با نگاه از سَر ِ مهرت طالِبَش شو
رویِ ماه ش را ببوس
خودت را بیشتر مچاله ی آغوشش کن
و در گوشش بگو :
صبح دلنشینت بخیر
مهربانم !
_
باور کن عاشقی
بیش ازهرچیزی
ســـــادگی می خواهد
دل می خواهد
بـــآور می خواهد
باورِ اینکه تا “اوی ِ” زندگیت هست
تو هم باید باشی…
بهانه تراشی نکن جانم
که این ها همه اش رویایی بیش نیست
و کسی لیاقـــــت ندارد
بیــــــا وبــــــــــــــــــــاور کن
که این ها
همه ی همه اش
در دستانِ توست
که “دلـــت “را پیش کی و کجا
جا میگذاری
تا در مناسب ترین زمان
بهترینها برایـت
اتفاق بیُفــتد …

عادل دانتیســــم



No comments yet.

Leave a comment

باید خارج شده است در بنابراین شما می توانید دیدگاه »است.