بایگانی “همخانه شدن دختران و پسران”

همخانه شدن دختران و پسران مجرد ايراني|جامعه ايراني

پنج شنبه, ۱۰ دی, ۱۳۹۴

همخانه شدن دختران و پسران مجرد ايراني

به گزارش گروه اجتماعي شهر، چندي پيش براي نخستين بار زنگ هشدار زندگي مشترک بدون ازدواج رسمي يا به عبارتي ديگر همخانه شدن دختران و پسران دانشجوي مجرد، توسط رييس کميسيون اجتماعي شوراي شهر تهران به صدا در آمد.

دختر و پسري که در جامعه و خانواده مسلمان رشد يافته در سن جواني و زماني که مي‌تواند تصميمي براي تشکيل خانواده بگيرد، زندگي در خانه‌ي مجردي را با يک جنس مخالف ترجيح مي‌دهد. سبکي متفاوت و نامعلوم از روابط اجتماعي که پيش از اين در جامعه ايران کمتر ديده شده است. زندگي در خانه‌هايي که به گفته امان‌الله قرايي مقدم جامعه شناس «بستري براي شکل‌گيري آسيب‌هاي اجتماعي مختلف خواهد بود».

خانه‌هايي مخفي، محل آرامش يا تنش؟

دليل انتخاب اين دسته از جوانان چيست؟ جواناني که امروز کمتر ديده مي‌شوند و احتمالا عده‌اي از آن‌ها بدون اطلاع والدين و خويشاوندان در اين خانه‌ها زندگي مي‌کنند و تنها نزديک‌ترين دوستان و همسالانشان از زندگي آن‌ها خبر دارند.

زندگي غير رسمي و مخفي کاري که گاهي با عنوان دانشجويي در  از آن ياد مي‌شود. زندگي که به هيچوجه حتي از دور و با معيارهاي غربي هم قابل رضايت نمي‌نمايد و مي‌توان گفت بيشتر از اينکه خانه‌اي آرامش بخش باشد محل تنش‌هاي فکري است.

يکي از جوان‌ها: خيلي اتفاقي هم‌خانه شديم! چرا که نه؟

حامد يکي از جواناني است که حدود يک سال است همراه با به گفته خودش دوستش(از جنس مخالف) در يک خانه مجردي زندگي مي‌کند. وقتي از او مي‌پرسيم که چرا اين سبک زندگي را انتخاب کردي؟ در پاسخ از ما مي‌پرسد چرا انتخاب نکنم؟

حامد همخانه شدن خود را با دوستش خيلي اتفاقي آغاز کرده است. جالب اينکه هر دو ساکن تهرانند. ولي خانواده آن‌ها از شکل زندگي آن‌ها خبر ندارند. در واقع خانواده فکر مي‌کند که آن‌ها در يک خانه مجردي با دوستان همجنس خود مشغول زندگي هستند. آدرس خانه‌ را تنها دوستان نزديکشان دارند و شخص ديگري از اين رابطه اطلاع ندارد. هر دو آدرس خانه‌هاي مجردي دوستان‌شان را به خانواده‌هاي‌شان داده‌اند.

حامد ۳۴ سال سن دارد و نزديک ۷ سال است که به شکل مجردي زندگي مي‌کند و مي‌گويد دوستش علاقه زيادي داشته تا جدا از خانه زندگي کند و گراني مسکن هم مزيد بر علت شده تا هر دو در يک خانه زندگي کنند. به گفته حامد با اين شکل زندگي‌اش مشکل ندارد و اما براي دوست دخترش که به تازگي وارد زندگي مجردي شده کمي سخت است. دوست دختر حامد نيز ۳۱ سال دارد و به گفته حامد پيگيري و حساسيت زيادي از جانب خانواده وي وجود ندارد.

علت‌ها چيست؟

وقتي از يکي از آن‌ها مي‌پرسيم پاسخ مشخصي نمي‌دهد و از پاسخ‌دادن فرار مي‌کند. به نظر مي‌رسد خودش نيز دقيق نمي‌داند که چرا اين زندگي را انتخاب کرده است.

همخانه شدن با جنس مخالف بدون ازدواج رسمي، يعني نوعي از زندگي با کمترين تعهدات قانوني و شرعي و عرفي و خانوادگي؛ وقتي فردي وارد چنين رابطه‌اي مي‌شود در واقع از نظر وي شکل‌هاي موجود و قانوني و شرعي زندگي خانوادگي ناکارآمد و دردسر ساز به نظر آمده و او بدون آگاهي شکل جديدي از زندگي را که پيش‌از اين فقط شنيده يا در فيلم و سريالي مشاهده کرده انتخاب مي‌کند. شکلي که بي‌شک آسيب‌هاي بي‌شماري نه تنها براي طرفين اين زندگي بلکه براي جامعه خواهد داشت.

به طور يقين نمي‌توان مشاهده اين سبک از زندگي و نوعي الگوگيري از زندگي غربي را عامل اصلي گرايش جوانان به اين سبک از زندگي دانست. قرايي مقدم جامعه شناس در اين‌باره مي‌گويد: «رسانه‌هاي تبليغي غربي کمترين نقش را در اين موضوع دارند و بيشترين علت را بايد در جامعه خودمان جستجو کنيم.»

طلاق و آسيب‌هاي فراوانش

مهمترين مساله ويران کننده خانواده‌هاي ايراني در سال‌هاي گذشته طلاق بوده است. آمار طلاق مخصوصا در شهر تهران در سال‌هاي گذشته همواره روند صعودي داشته است. در حال حاضر بر اساس آمارها از هر ۴ ازدواج تهراني‌ها يکي از آن‌ها به طلاق منجر مي‌شود.

بنا بر آمار ديگري، ۱۱ ميليون جوان در سن ازدواج در کشور وجود دارد که روند فعلي نشان مي‌دهد عده‌ي زيادي از رسيدن جوانان به سن تجرد قطعي سخن مي‌گويند.

خاطره‌هاي جمعي منفي از ازدواج در جامعه امروز

برخي از جوانان پس از ازدواج و هنگام تصميم گيري براي طلاق به دليل مشکلات و قوانين موجود بسيار دچار دردسر هستند. براي مثال مرداني که به دليل مهريه سنگين تشکيل زندگي (البته همراه با انتخاب غلط) براي آن‌ها زندان را به ارمغان آورده يا زناني که بعد از پشيماني از انتخاب زوج خود چندين سال براي گرفتن طلاق دوندگي مي‌کنند؛ خاطره‌هاي منفي از کارايي ازدواج در بسترهاي موجود را در ذهن جوانان حک کرده است.

شباهت ازدواج و انتخاب هندوانه از نظر پدرام!

از نظر برخي جوانان تبعات انتخاب غلط در ازدواج بسيار بالا است. چه از بعد خانوادگي که مخارج سنگيني را بر دوش جوانان مي‌اندازد و به نوعي جوانان بيشتر مجبور به اجراي تشريفات مورد پسند خانواده‌ها هستند و چه از لحاظ امکان انتخاب غلط، پدرام يک جوان ۲۵ ساله معتقد است: «ازدواج کردن مانند انتخاب هدوانه مي‌ماند و فقط در خانه و چند روز بعد متوجه مي‌شوي چه انتخابي داشته‌اي!»

موردي ديگري که نبايد از آن چشم پوشيد و شايد از آن بتوان به عنوان ريشه تمام آسيب‌ها ياد کرد آموزش است. به گفته دکتر شيخاوندي «ما جوانان را براي زندگي در اين جامعه آموزش نداده‌ايم. آموزش تنها حساب و کتاب و جغرافيا نيست. نظام آموزشي بايد زندگي را آموزش دهد. زندگي در هر جامعه‌اي آموزش‌هاي خاص خودش را دارد».

سخت بودن ازدواج براي مجردها، آمارهاي نگران کننده طلاق، هجوم فرهنگ‌هاي بيگانه و آموزش‌هايي که نيست چهار ضلع اصلي است که مي‌توان از آن به عنوان دلايلي براي افزايش همخانه شدن دختران و پسران بدون ازدواج رسمي بر شمرد. خانه‌هايي که خود معلول آسيب‌هايي هستند و آسيب‌هاي ديگري را هم به دنبال خواهند داشت.